دعاوی کیفری و همه چیز در مورد آن

دعاوی کیفری

5/5

مقدمه

یکی از پدیده هایی که همواره در جامعه اتفاق می افتاد پدیده های مجرمانه است که به منجر به دعاوی کیفری می شود.
بسیاری از ما در جامعه به زندگی عادی خود میپردازیم که ناگهان متوجه میشویم حقی از ما ضایع شده یا جرمی صورت گرفته است.
در این مواقع ما ممکن است دچار تشویش ذهن شویم که چگونه حق خود را پس گرفته و به زندگی سابقمان ادامه دهیم؟

توجه

  • جهل به حکم رافع مسئولیت نیست بدین معنا که بی اطلاعی از قوانین عذر موجهی نیست.
    بنابراین اگر فردی مرتکب جرمی شود ادعای او مبنی بر اطلاع نداشتن از جرم بودن عملی که انجام داده است در دادگاه پذیرفته شده نیست.
  • توجه کنید که همانطور که خواندن دایره المعارف ها شما را از مراجعه به متخصصین علوم بی نیاز نمی کند ؛
    مراجعه به مقالات این سایت و سایر سایت ها و کتب حقوقی نیز شما را از مراجعه به وکیل بی نیاز نمی کند.

یکی از اهداف ما از نگارش این مقاله برطرف کردن نیاز مبرم عموم به آگاهی از قوانین و آموزش آن برای بکارگیری در مواقع لازمه می باشد.
 درباره ما بیشتر بدانید.

جرم و عمل مجرمانه

جرم عملی است که انجام دادن آن حق شما نیست و در صورت انجام آن باید تعقیب کیفری شده و در نهایت مجازات شوید.

در قانون ما جرم عبارت است از هر عملی که قانون برای آن مجازاتی تعریف کرده است.
با این معیار میتوانیم عملی را جرم بدانیم و برعکس عملی را جرم انگاری نکنیم.

من اعتراض دارم آقای وکیل

باز شروع شد اعتراضو من میتونم داشته باشم که وکیلم…
حالا به چی اعتراض داری؟

لعنت به همه قانونای دنیا که توش شکستن دل طوطیا جرم نیست …

چی شده کی دلت شکست ؟

طوطی فرنگیس خانم 🙁 دیشب تو طوییطر بلاکم کرد.

به جای اینکارا به حرفای من درست گوش کن تا درست حسابی از دعاوی کیفری سر دربیاری …

اصلا مهم نیست اون منو از دست داده …

بزهکار و بزه دیده در دعاوی کیفری

در  دعاوی کیفری دو شخصیت وجود دارد، شخصیت اول بزهکار یا بزهکاران است  شخصیت دوم بزه دیده یا بزه دیدگان هستند.
جرمی که در حق بزه دیده رخ میدهد در بسیاری از موارد ممکن است به وی آسیبی وارد نکند ،
 مثلا ممکن است فردی یک اسکناس هزار تومانی از جیب مسافری بردارد، در این صورت علیرغم اینکه ضرر زیادی به بزه دیده نرسیده است ؛
 جرم سرقت خاص اتفاق افتاده است.

توجه

 بنابراین کم بودن ضرر و زیان ناشی از جرم نمیتواند جلوی جرم بودن عمل را بگیرد،
آنچنان که در جرم توهین ناراحت نشدن مخاطب از توهین فوق مانع مجازات توهین کننده نیست؛
در بسیاری از موارد علل این چنینی باعث میشوند که بزه دیده علاقه ای به شکایت از بزهکار نداشته باشد؛
 اما اگر بزه دیده به هر دلیلی قصد احقاق حق خود را داشته باشد می تواند شکایت کند.

انواع مسئولیت

بسیاری فکر میکنند که اگر عملی جرم نبود پس آن عمل صحیح است.
مثلا اگر مالی  را از کسی گرفتیم ولی این کارمان جرم نبود دیگر این مال برای ماست .
اما این تفکر اشتباه است،در اصل باید گفت که ما دو نوع مسئولیت داریم:

1-مسئولیت کیفری

2-مسئولیت مدنی

تفاوت مسئولیت کیفری و مدنی

جرم بودن عمل بدین معناست که فرد مسئولیت کیفری دارد و باید مجازات شود.
 اینکه فرد باید ضرر و زیان وارده را جبران کند مسئولیت مدنی نام دارد.
 این دو هیچ یک با یکدیگر مرتبط نیستند ؛
 یعنی ممکن است فردی مسئولیت کیفری داشته باشد اما مسئولیت مدنی نداشته باشد.
 حتی فردی مسئولیت مدنی داشته باشد ولی مسئولیت کیفری نداشته باشد.
نقض مسئولیت کیفری میتواند منجر به دعاوی کیفری و همچنین نقض مسئولیت مدنی منجر به دعاوی حقوقی شود.

مسئولیت کیفری ، حقوقی

انواع مجازات در دعاوی کیفری

انواع مجازات در درعاوی کیفری

ماده 1

  • قانون مجازات اسلامی مشتمل بر جرایم و مجازات های حدود ، قصاص ، دیات و تعزیرات ، اقدامات تأمینی و تربیتی ، شرایط و موانع مسئولیت کیفری و قواعد حاکم بر آنها است .
    قانون مجازات اسلامی مجازات ها را بر چهار دسته تقسیم کرده است، این چهار دسته عبارتند از:
  • حدود (مجازات های حدی)
  • قصاص
  • دیات (دیه)
  • تعزیرات

حد

ماده 15

  • حد مجازاتی است که موجب ، نوع ، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس ، تعیین شده است.

باید بگوییم بر خلاف این تصور که بعضی فکر میکنند منظور از حد در دعاوی کیفری همان شلاق است ؛
 حد در واقع شکل خاصی از مجازات(مثلا شلاق یا حبس ) نیست.
مجازات های حدی می توانند مثل افساد فی الارض اعدام، مثل سرقت حدی قطع عضو، مثل لواط اعدام یا مثل شرب خمر شلاق باشد.
چیزی که وجه تمایز این مجازات ها از مجازات های تعزیری باشد تصریح آن در قانون است.

توجه

  • در این دسته از مجازات ها ما هیچگونه تعلیق و تعویقی نداریم. تنها توبه در این مجازات هاست که میتواند باعث ساقط شدن این کیفرها بشود.

در دعاوی کیفری مربوط به  حدود دو دسته رویکرد قضات به این جرائم وجود دارد.
در بعضی از انواع حدود (غالبا جرائم جنسی) قضات سختگیری نمیکنند و حتی در مواردی موظف به منصرف کردن متهم از اقرار دارند.
در بعضی جرائم مثل محاربه و افساد فی الارض از آنجا که نظم و امنیت جامعه به هم ریخته است؛
 قضات موظفند که در بالاترین سطح ممکن موشکافی کرده و حقیقت را کشف کنند.

قصاص

  • در دعاوی کیفری قصاص مجازات اصلی جنایت عمدی بر مسلمانان و در شرایطی بر غیر مسلمانان است که بر دو نوع است:
  • قصاص عضو
  • قصاص نفس

در قصاص نفس فرد در ازای قتلی که انجام داده شده است بایدکشته شود.
در قصاص عضو فرد در ازای اینکه فرد آسیبی را به عضو فردی وارد کرده است باید همان آسیب به وی وارد شود.

دیه

به گفته بزرگان علم حقوق دیه در دعاوی کیفری هم جنبه مجازات هم چنبه خسارت را دارست.

ماده 17 قانون مجازات اسلامی

  • دیه اعم از مقدر و غیرمقدر ، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس ، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می شود.

آقای وکیل یادت اون روز که اومدی منو از پرنده فروشی بخری دستت گاز گرفتم

بله یادم

حساب کن میخوام به نرخ روز دیه ات بدم 

نون به نرخ روز خور شدی تازگیا حساب کتاب میکنی 

آجیل به نرخ روز خور شدم 🙂

من دیگه خسته شدم از دست تو
یه بار دیگه بپری وسط حرف من میزامت تو دیوار به نرخ روز می فروشمت.

تعزیرات

ماده 18 قانون مجازات اسلامی

  • تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد ، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعـی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می گردد. نوع ، مقدار ، کیفیت اجراء و مقررات مربوط به تخفیف ، تعلیق ، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می شود .

در اصل میتوان گفت در دعاوی کیفری مجازات هایی که از جنس حد و قصاص نباشد مجازاتی تعزیری است.
غالبا مجازات های تعزیری توسط مجلس شورای اسلامی تصویب می شوند.
 هرچند در مواردی دیده شده که مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز اقدام به تصویب قانون های جرم انگار در جرائم تعزیری کرده است.

تقسیم بندی جرایم

در یک تقسیم بندی کلی با معیار هدف از جرم در دعاوی کیفری ،  جرایم را می توان به سه دسته زیر تقسیم کرد:

جرایم علیه اموال

موضوع این جرائم در دعاوی کیفری اموال هستند.
بزهکار در این جرائم علیه مال بزه دیده اقدام مجرمانه ای انجام می دهد.
جرائمی از جمله کلاهبرداری، سرقت، خیانت در امانت و تخریب در این دسته جرائم قرار دارند.

جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی

بزه دیده در این جرائم عموما جامعه است و فرد یا افراد خاصی در این جرائم بزه دیده واقع نمی شوند.
جرائمی مثل جعل اسکناس، محاربه، افساد فی الارض، قاچاق و … در این دسته بندی از جرایم و دعاوی کیفری قرار می گیرند.

جرایم علیه تمامیت جسمانی و معنوی اشخاص

در این دسته بندی شخص یا اشخاصی مشخص بزه دیده واقع میشوند.
این جرائم اگر علیه تمامیت جسمانی باشد
(یعنی علیه جسم بزه دیدگان واقع شوند جرائمی چون قتل، ضرب و جرح و … را در خود دارند)
اگر علیه تمامیت معنوی اشخاص باشند جرائمی مثل توهین، قذف، نشر اکاذیب و … را در خود دربرمیگیرند.

آقا وکیل من یه سوال دارم؟
الان جرم حیوان آزاری شما آدم ها من جمله طوطی آزاری جنابعالی در کدوم دسته از جرایم قرار می گیره ؟

اولا من هیچ وقت تو رو اذیت نکردم.
دوما متاسفانه عمل مجرمانه ای در قانون تحت عنوان حیوان آزاری تعریف نشده …
ولی کسی که روحیه مردم رو با اینکار بهم میزنه ؛
طبق رویه دعاوی کیفری میتونه تحت عنوان ارتکاب فعل حرام و برهم زدن نظم عمومی میتونه مجازات بشه.

پیگیری قضایی در دعاوی کیفری

زمانی که جرمی در حق کسی اتفاق می افتد فارغ از اینکه این بزه حدی، قصاصی، تعزیری یا مستوجب دیه باشد ؛
می تواند به مراجع قضائی مراجعه کرده و به اصطلاح “شکایت” کند.

  • اما اگر جرمی از دسته بندی بالا که مجازاتی از مجازات های بالا را داشت و بزه دیده واقع شدیم کی، کجا و چگونه شکایت کنیم؟

اونجاس که وقتی شاعر شکایت داره میگه وای به حالش رسواش میکنمممم من

کی رو میخوای رسوا با شکایت ؟

یه روز خیمه زدی تو سرنوشتم منم از عاشقیم واست نوشتم توام زدی بلاکمممم کردی

باز داستان شکست عشقیت پیش کشیدی ؟
ای بابا حالا ناراحت نباش
طوطی خوبی باش خودم برات جفت پیدا میکنم .

جدا ؟ آخ که دختر فرنگیس عشق تو داغونم کرد به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد.

به من بگو که الان میخوام پرتت کنم توقفست بدون آب و دون تا عاشقی یادت بره 

دعاوی کیفری طبق چه روالی ایجاد می شوند ؟

پس از تسلیم شکوائیه به دفتر خدمات قضائی یا دادسرا پیامک یا ابلاغیه ای برای شما ارسال می شود.
 شما را به حضور در شعبه ای از دادیاری ، بازپرسی یا دادگاه دعوت می کند.
شما باید در این محل در تاریخ و ساعت قید شده حاضر شده و البته حتما نیز مدارک شناسایی خود را به همراه داشته باشید.
پس از حضور در محل دعوت شده از شما خواسته میشود که شکایت خود را این بار به تفصیل تر شرح دهید،

توجه
  • اکنون شما در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارید که میتوان گفت پراهمیت ترین مرحله دادرسی است.
    در این مرحله اولین اشتباه شما در شکایت میتواند آخرین اشتباه شما باشد و شکایت شما ممکن است به واسطه اشتباهتان رد شود. در صورت نیاز میتوانید در خصوص دعاوی کیفری از وکلای موسسه ما کمک بگیرید.

مرحله بعدی نوبت حضور طرف دعوی است ، مفاد شکایت شما به وی تفهیم می شود (به اصطلاح تفهیم اتهام می شود).
 وی باید از خود در برابر اتهاماتی که بر او وارد شده دفاع کند، توجه شود که مقام تحقیق میتواند دو نوع قرار صادر کند:

قرار اعدادی در دعاوی کیفری

قرارهای اعدادی قرارهایی هستند که در راستای کشف حقیقت صادر می شوند.
این قرارها صرفا برای جمع آوری ادله یا آسان سازی دادرسی هستند و به خودی خود نشان دهنده بیگناهی یا مجرم بودن کسی نیستند.
قرار اناطه، قرار تامین، قرار ارجاع به کارشناسی و … از این نوع قرارها هستند.

قرار نهایی نهایی در دعاوی کیفری

  • قرار نهایی زمانی صادر میشود که مقام تحقیق در دادسرا به این نتیجه میرسد که ادله به حد کافی جمع آوری شده و این ادله برای حمل اتهام بر متهم کفایت می کند. این قرارها بر سه نوعند:
  • قرار منع تعقیب
  • قرار جلب به دادرسی
  • قرار موقوفی تعقیب
قرار تامین در دعاوی کیفری

اگر در نهایت آن جلسه مقامی که در حال تفهیم اتهام به متهم است دفاعیات وی را کافی نداند قراری اعدادی به نام قرار تامین صادر می کند .
قرار تامین با هدف دسترسی راحتتر به متهم و البته تسریع فرآیند جبران ضرر و زیان بزه دیده صادر میشود
مقام تحقیق در دادسرا در نهایت میتواند در قالب سه نوع قرار نهایی اظهار نظر کند.

منم دارم یه شکواییه تنظیم میکنم 

بده ببینم !

مشخصات شاکی : فندق نوک کجیان
مشخصات متهم : طوطی همسایه مشهور به دختر فرنگیس خانم 
شرح شکایت : نامبرده علاوه بر حتک حیثیت اینجانب در شبکه مجازی با بلاک نمودن پسته قفس بنده را ربوده است.

بعد از صدور قرار نهایی در مرحله دادسرا چه اتفاقی می افتد ؟

ابتدا یک نکته اصلی را مد نظر قرار بگیریم مقام تحقیق در دادسرا میتواند “دادیار” یا “بازپرس” باشد.
 در هر دو صورت قرارهای نهایی وی باید به تائید دادستان برسد.

سپس توجه کنید که پس از رسیدگی در دادگاه قرار به اصطلاح “قطعی” می شود.
بدین معنا که دیگر قابل تجدیدنظرخواهی نیست.
اکنون ما با یک معادله چند طرفه در دعاوی کیفری روبروئیم :

اگر دادستان با قرار مقام تحقیق موافقت کرد ؟

پرونده کیفری برای رسیدگی به دادگستری ارجاع می شود.
 در این مرحله دادستان “کیفرخواست” صادر می کند و در کیفرخواست مطابق اطلاعات پرونده مجازات متهم را از دادگاه می خواهد.

اگر دادستان با قرار بازپرس مخالفت کرد ؟

پرونده کیفری برای اینکه تصمیم گرفته شود که قرار نهایی منع تعقیب است یا جلب به دادرسی به دادگاه ارجاع داده می شود.
(توجه شود که صدور قرار جلب به دادرسی در این مرحله لزوما به معنی محکومیت نیست و امکان دارد فرد بعدا در مرحله دادگاه تبرئه شود)

اگر دادستان با قرار دادیار مخالفت کرد؟

توجه شود که چنانچه از قرار صادر شده راضی نیستید و معتقدید که مقام قضائی نباید چنین قراری صادر می کرد؛
 اگر شاکی هستید و با قرار منع یا موقوفی تعقیب متهم روبرو شده اید میتوانید از این قرار شکایت کنید.
در این صورت پرونده به دادگاه رفته و به اعتراض شما رسیدگی میشود.
حال فرض کنید که قرار در مرحله دادگاه یا دادسرا قطعی شده است.
طبیعتا اگر قرار فوق قرار منع تعقیب باشد این دعوا خاتمه یافته است ؛
 شما دیگر حق شکایت با همان اتهام را از متهمی که قرار منع تعقیب گرفته است ندارید.

مرحله رسیدگی در دعاوی کیفری

اگر قرار قطعی شده قرار جلب به دادرسی بوده باشد اینک پرونده کیفری شما به دادگستری ارسال می شود تا رسیدگی قضائی انجام شود.
اکنون شما در مرحله “رسیدگی”قرار دارید.
پس از ارجاع پرونده به دادگستری حسب مورد پرونده به یکی از دادگاه های کیفری ارجاع می شود.

دادگاه صالح

دادگاه صالح

  • دادگاه های کیفری که پرونده از دادسرای عمومی و انقلاب می تواند به آنها ارجاع داده شود:
  • دادگاه کیفری دو
  • دادگاه کیفری یک
  • دادگاه اطفال
  • دادگاه نظامی

به دادگاه های بالا در مواردی که قانونا حق رسیدگی به یک پرونده را دارند “دادگاه صالح” گفته می شود.
دادگاه های صالح به نسبت پرونده ها و جرائم متفاوت هستند.
در اصل این جرائم و مجازات آنها هستند که صلاحیت یک دادگاه را تعیین می کنند.
بعنوان مثال دادگاه صالح برای رسیدگی جرم قتل عمدی با مجازات قصاص با دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم شرب خمر با 80 ضربه شلاق حدی متفاوت است.

چه ضابطه ای برای تعیین صلاحیت دادگاه صالح وجود دارد ؟

در یک اصل کلی باید بگوییم که اصل بر صلاحیت دادگاه های کیفری دو است.
این اصل یعنی دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمامی جرائم را دارد مگر جرائمی که در قانون در صلاحیت دادگاه دیگری هستند.

دادگاه کیفری یک

به جرایم زیر در دادگاه کیفری یک رسیدگی می شود :
الف – جرایم موجب مجازات سلب حیات (جرائمی مثل قتل عمد و زنای محصنه)
ب – جرایم موجب حبس ابد (جرائمی مثل رهبری شبکه اختلاس و ارتشا)
پ – جرائم موجب مجازات قطع عضو یا جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی با میزان نصف دیه کامل یا بیش از آن
 (سرقت حدی و جنایت در مواردی که به هر دلیلی دیه دارد)
ت – جرائم موجب مجازات تعزیری درجه سه و بالاتر( جرائمی که کیفر قانونی آنها درجه سه و بالاتر است)
ث – جرایم سیاسی و مطبوعاتی(جرائمی که به موجب قانون جرم سیاسی یا مطبوعاتی تلقی می شوند)

دادگاه انقلاب اسلامی

دادگاه انقلاب اسلامی میراث انقلاب بهمن ماه 1357 است و از همان اوایل انقلاب باقی مانده است.
این دادگاه عمدتا صلاحیت رسیدگی به جرائمی را دارد که امنیت عمومی کشور را تهدید می کند.
در بررسی صلاحیت این دادگاه اصلی را در نظر میگیریم و آن این است که جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور هر مجازاتی داشته باشند.
(حتی سلب حیات یا تعزیر درجه سه و بالاتر که در صلاحیت دادگاه کیفری یک هستند)  در صلاحیت این دادگاه هستند.

ماده303

  • به جرائم زیر در دادگاه انقلاب رسیدگی می شود : الف - جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی ، محاربه و افساد فی الارض ، بغی ، تبانی و اجتماع علیه جمهوری اسلامی ایران یا اقدام مسلحانه یا احراق ، تخریب و اتلاف اموال به منظور مقابله با نظام
    ب - توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام رهبری
    پ - تمام جرائم مربوط به مواد مخدر ، روان گردان و پیش سازهای آن و قاچاق اسلحه ، مهمات و اقلام و مواد تحت کنترل
    ت - سایر مواردی که به موجب قوانین خاص در صلاحیت این دادگاه است .

دادگاه اطفال

این دادگاه که به دادگاه کیفری اطفال و کیفری یک ویژه اطفال تقسیم می شود.
صلاحیت رسیدگی به جرائم اطفال(کسانی که به بلوغ شرعی نرسیده اند) را دارد.
در این دادگاه اتهام طفل مهم نیست و هر اتهامی که داشته باشد در این دادگاه به اتهام وی رسیدگی میشود.

دادگاه نظامی

این دادگاه برای رسیدگی به جرائم خاص نظامیان که در مقام ضابط بودن انجام داده نشده است تشکیل شده است.

جرایم شایع دعاوی کیفری و شرحی بر آنها

همانگونه که در بالا به تقسیم بندی سه گانه جرائم اشاره شد ، قصد داریم مصادیقی از این جرائم را بررسی و توضیحاتی لازم درباره آنها بدهیم.

  • جرائم شایع در جرائم علیه اموال

سرقت

در قانون مجازات اسلامی دو نوع سرقت وجود دارد که یکی از آنها حدی و دیگری تعزیری است.
تفاوت این دو این است که سرقت حدی  از احکام شریعت تبعیت میکند و مجازات آن و شرایط آن در دین مشخص شده است.
سرقت تعزیری در قانون مجازات اسلامی به صورت بدیع به آن اشاره شده است. البته سرقت تعزیری نیز شرایط زیاد و متفاوتی دارد.

مثال 

یک سرقت تعزیری میتواند در شب یا مسلحانه باشد یا ساده باشد و به شکل جیب بری، همچنین میتواند با آسیب به صاحب مال یا تهدید وی باشد یا کاملا مخفیانه مثل کسانی که در ایامی که صاحب خانه خانه نیست به منزل آنها رفته و به اصطلاح منزل را “جارو” می کنند.
در هر حال برای تحقق جرم سرقت باید “مال غیر ” ربوده شود.

سرقت

کلاهبرداری

کلاهبرداری

برخلاف جرم سرقت که بزه دیده و مالباخته مال خود را غالبا با اغفال یا زور به مرتکب میدهند در بزه کلاهبرداری غالبا بزه دیده با رضایت خود مال را به کلاهبردار می دهد.
 در اصل کلاهبرداران معمولا با وسوسه بزه دیده مال وی را از وی با بهانه هایی که به اصطلاح آب از دهان جاری میکنند گرفته و تصاحب میکنند.
کلاهبرداری را شاید بتوان اینگونه تعریف نمود:
بردن مال غیر بواسطه مانور متقلبانه

مثال

بعضا دیده شده که افرادی که خود را با غصب عناوین همراه با جعل سند نظامی معرفی میکنند پولهایی را از کسانی که قرار است به سربازی بروند گرفته و به دروغ میگویند که در کمیسیون نظام وظیفه نفوذ داشته و میتوانند معافیت شما را بگیرند.
توجه کنید که این اعمال ضمن کلاهبرداری بودن جرائم دیگری را برای شما نیز به ارمغان می آورند.

آقای وکیل، یکی از سایتای اینترنتی به جای قفس طوطی قفس مرغ عشق فروخته بهم.
پسم نمی گیرن 🙁

کی گفته تو قفست عوض کنی …
خب تو همون نمیتونی بمونی؟

خودم که نه ولی نوکم به زور توش جا میشه.

  • جرائم شایع در جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی

محاربه

جرم محاربه یکی از خاص ترین انواع جرائم خصوصا در حدود است.
 زیر امنیت مردم به هم میخورد و ترس زیادی در مردم با اتفاق افتادن این جرم شکل می گیرد.
در جرم محاربه شروطی هستند که اگر اتفاق بیفتند جرم محاربه اتفاق افتاده است.
ابتدا باید گفت که اولین و مهمترین شرط تحقق محاربه کشیدن سلاح است.
دومین شرط تحقق آن قصد جان، مال، ناموس مردم یا ترساندن آنهاست.
پس اگر پلیسی برای متوقف کردن یک سارق مسلح با رعایت مسائل قانونی به وی شلیک کرد یقینا وی محارب نیست.
سومین شرط لازم برای تحقق جرم محاربه این است که لزوما باید مردم بترسند.
لذا اگر کشیدن سلاح به هر دلیلی موجب ارعاب مردم نشود محاربه اتفاق نیفتاده است.

ماده279 قانون مجازات اسلامی

  • محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آن‌ها است، به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد.
    هرگاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد.
    ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی‌شود.

آقای وکیل میتونی مجوز یه شوکری یه باتونی اشک آوری چیزی جور کنی برامون

آخه این چیزا رو میخوایم چیکار فندق

آخه نیس انقدر خوب رای میگیری میترسم طرف موکلات بریزن سرمون …

با مغز فندقیت  به چه چیزایی که فکر نمیکنی …

اصلا من نگران تو نیستم که
من نگران اینم خودم پرپر نکنن به عنوان دستیارت 🙁

ارتشا و رشا

ماده 3 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری

  • هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی اعم از قضایی و اداری یا شوراها یا شهرداریها یا نهادهای انقلابی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح یا شرکتهای دولتی یا سازمانهای دولتی وابسته به دولت و یا مامورین به خدمات عمومی خواه رسمی یا غیر رسمی برای انجام دادن یا انجام ندادن امری که مربوط به سازمانهای مزبور می باشد وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیما یا غیر مستقیم قبول نماید در حکم مرتشی است.
    اعم از این که امر مذکور مربوط به وظایف قبول نماید در حکم مرتشی است اعم از این که امر مذکور مربوط به وظایف آنها بوده یا نداده و انجام آن برطبق حقانیت و وظیفه بوده یا نبوده باشد و یا آن که در انجام یا عدم انجام آن موثر بوده یا نبوده باشد به ترتیب زیر مجازات می شود .
توجه

برای تحقق جرم ارتشا و رشا(دریافت و پرداخت رشوه) باید اول فرد مستخدم و به اصطلاح حقوق بگیر دولت باشد،
اگر وی عنوان کارمند نداشته باشد جرم اتفاق افتاده جرم دیگری جز رشا و ارتشا است.

در ادامه باید توجه کرد که رشوه میتواند در ازای انجام دادن یا ندادن امری باشد.
مثلا اگر فردی به افسر راهنمایی و رانندگی پولی بدهد در ازای جریمه نکردن خود یا جریمه کردن دیگری جرم رشا و ارتشا اتفاق افتاده است.
همچنین لزومی ندارد که کار مورد تقاضا از وظایف شخص کارمند باشد یا نه
 باید توجه شود که کاری که در ازای آن رشوه پرداخت شده باید از اختیارات قانونی اداره ای باشد که وی در استخدام آنجاست.

قتل

ماده 290 قانون مجازات اسلامی

  • قتل در موارد زیر عمدی محسوب می‌شود:
    الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
توضیح :

بعنوان مثل فردی با قصد قتل به سمت دیگری برود و مشتی محکم به او گیجگاه او بزند و فرد فوت کند،
 در حال حاضر چون قصد قتل وجود داشته است قتل عمدی محسوب میشود.

  • ب- هرگاه مرتکب، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، می‌گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می‌شود.
  • پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است،
    نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمی‌شود لکن درخصوص مجنیٌ علیه، به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می‌شود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.
توضیح :

الف با ب درگیر میشود، الف میداند که ب هموفیلی دارد و خون وی لخته نمی شود.
با علم به این موضوع جراحتی را به ب وارد میکند و وی بر اثر کمبود خون در قلب فوت میکند یا آسیبی می بیند.
در حال حاضر جنایت وی عمدی است

  • هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنکایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند.

زنا

هرگاه فردی با زنی که همسرش نیست با علم به اینکه رابطه جنسی با او بزه است با رضایت وی زنا کند زنا  80 ضربه شلاق حدی دارد.
اگر بدون رضایت وی با او این عمل را انجام دهد(زنا کند)اعدام میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *